|
|
|
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
بارانيم.... ....من ازجنس شكستنهاي هجرانيم.... ....نفس بابغض آميختم فروبردم هردو.... ....تا برنيايد اشك با نفس .... ....تو بخندي بر اشكم بسوزانيم.... ....سينه را غم يه غم با غم ميپرورم.... ....تا به نگاهي بذر محبتي بيافشانيم.... ....بدست غير تو نميدهم دست رفاقت را.... ....كه بجنس تن خودلباسي بپوشانيم.... ....قسم بجان توخوردن نشان عزت نيست.... ....ترا بخاك پايت ببين اشك پنهانيم....
|
|
19/11/1386 11:12:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
در کنارم نشستنت را دوست دارم
با تــــو از
عشق گفتنت را دوست دارم
در کنار بغضِ تنهاييت
لحظه رسيدنت را دوست دارم
با تو بودن را دوست دارم
لحظه سُرودنت را دوست دارم
درکنارعشق و رسوايي
خشم و کين و حسادتت را دوست دارم
در شروع از تو گفــتن ها
گفته هاي نه گفــــته ات را دوست دارم
همچو موج آبي دريا
رقص موج و ترانه ات را دوست دارم
با تو بودن را دوست دارم
لحظه سُرودنت را دوست دارم
در کنار جويبار عشق
همچو گل شکُفتنت را دوست دارم
با تو از عاشقانه ها گفتن
چون شراب نـاب بودنت را دوست دارم
درکنار تو به سر بردن
حس خوب شهامتت را دوست دارم
با تو بودن را دوست دارم
لحظه سُرودنت را دوست دارم
|
|
19/11/1386 11:11:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
اي خدا کي مي شه روزي که بدون واهمه بتونم عشقمو فرياد بزنم بين همه بگيرم دستاي گرمشو تو دستام هميشه بدونم دلم ديگه همسفر تنهاييشه نزنه شور جدايي دل تنگ و بي قرار لحظه ديدن روي ماه اون گل بهار مثل پروانه که گرد گل همش پر مي زنه
دل تنگم نمي تونه از نگاش دل بکنه بدوزم چشامو تو چشاي پاک و بي رياش بخونم راز قشنگ عشقو از توي چشاش بزنم بوسه به اون لبهايي که دلم مي خواد بدونه آرزومه فقط بهش خنده بياد موهاي لطيفشو شونه کنم دونه دونه بخونم ترانه مهر و وفا عاشقونه بکنم زمزمه وقتي سر رو شونم مي ذاره : عزيزت دوست داره بدون واست جون مي ذاره
|
|
19/11/1386 11:09:00 AM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
در سکوت دلنشين نيمه شب
ميگذشتيم از ميان کوچه ها
رازگويان، هر دو غمگين، هر دو شاد
هر دو بوديم از همه عالم جدا.
تکيه بر بازوي من مي داد گرم
شعله ور از سوز خواهش ها تنش
لرزشي بر جانم مي ريخت نرم
ناز آن بازو به بازو رفتنش!
در نگاهش با همه پرهيز و شرم
برق مي زد آرزويي دلنشين
در دل من، با همه افسردگي
موج مي زد اشتياقي آتشين.
زير نور ماه دور از چشم غير
چشم ها بر يکديگر مي دوختيم
هر نفس صد راز مي گفتيم و باز
در تب نا گفته ها مي سوختيم.
نسترن ها از سر ديوار ها
سر کشيدند از صداي پاي ما
ماه مي پائيدمان از روي بام
عشق مي جوشيد در رگ هاي ما
سايه هامان مهربان تر بي دريغ
يکديگر را در بر داشتند
تا ميان کوچه اي با صد ملال
دست از آغوش هم برداشتند!
باز هنگام جدائي در رسيد.
سينه ها لرزان شد و دل ها شکست
خنده ها در لرزش لب ها گريخت
اشک ها بر روي رويا ها نشست!
چشم جان من به ناکامي گريست
برق اشکي در نگاه او دويد
نسترن ها سر به زير انداختند!
ماه را ابري به کام خود کشيد.
تشنه تنها خسته جان آشفته حال
در دل شب مي سپردم ره خويش
تا بگريم در غمش ديوانه وار
خلوتي مي خواستم دلخواه خويش
|
|
19/11/1386 11:08:00 AM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
نميدانم چند آسمان از هم فاصله داريم
نميدانم چند غروب طلايي ديگر را بايد تنها بگذرانيم
حتي نميدانم اين تنهايي پايان ميگيرد يا نه
اما ميدانم!
اين را خوب ميدانم که تمامي ستاره ها برايمان دعا خواهند کرد
خوب ميدانم ماهيان دريا وصالمان را جشن ميگيرند و
تک درخت خشکيده ي تنها ترين کوير عالم گل خواهد داد
آن زمان که دستهايمان به هم ميرسند.
|
|
19/11/1386 11:06:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
خدا من را آفريد تا همدم شبهاي تنهايي تو بشم!
خدا بهم فکر داد تا شب و روز به ياد تو باشم!
خدا بهم چشم داد تا چشمهاي قشنگتو منتظر نذارم!
خدا بهم گوش داد تا صداي دلنشينت را بشنوم!
خدا بهم بيني داد تا عطر خوشت را استشمام کنم!
خدا بهم لب داد تا دست هايت را ببوسم!
خدا بهم زبان داد تا هميشه نامت را بر آن جاري کنم!
خدا بهم دوتا دست داد تا بتونم تو رادر آغوش بکشم!..
|
|
19/11/1386 11:03:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دستانم را به دستان تو مي سپارم
تا در هواي سرد و برفي روزگارم
گرماي وجودت را حس كنم.
تو به تخيلم قدم بگذار
عطر اطلسي هاي نگاهت
شراره هاي آتش عشقم را
در آتشفشان خاموشم فوران مي كند.
آن روز كه پونه ي لبخندت
در قاب بي انتهاي من نشست
حسي به من گفت:
" دستانت را به دستانش بسپار! "
و من آن روز كوله پشتي تنهايي ام را
به انتهاي دره ي آوارگي فرستادم
و احساسم را به تو سپردم.
|
|
19/11/1386 10:50:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
وقتي هستي نيستم وقتي نيستي هستم وقتي هستم نيستي وقتي نيستم هستي اي همه نيستي شده هستي هستي من نيست مي شود وقتي تو نيست مي شوي
|
|
19/11/1386 10:46:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
وقتي هستي نيستم وقتي نيستي هستم وقتي هستم نيستي وقتي نيستم هستي اي همه نيستي شده هستي هستي من نيست مي شود وقتي تو نيست مي شوي
|
|
19/11/1386 10:44:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
اگر تو خواستي قبل از من بميري بهم بگو که مي خواي يه دوست رو هم همراه خودت ببري يا نه .
اگر مي خواي صد سال زندگي کني من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم.
دوستي واقعي مثل سلامتي هست ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم.
يک دوست واقعي اوني هستش که وقتي مياد که تموم دنيا از پيشت رفتن.
جلوي من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبي باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش.
دوستان، روش خدا براي محافظت از ما هستن.
دوستي يعني يک روح در دو بدن .
من به تو تکيه مي کنم و تو به من و اونوقت همه چيزمون مرتبه.
اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن، من با اونا عبور نخواهم کرد، بلکه اون طرف پل خواهم بود براي کمک به اونا.
هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه. ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن. اما بهترين دوستان حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون.
يک دوست واقعي رو دو دستي بچسب.
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه.
تقديم به تمام دوستهاي گلم
|
|
19/11/1386 10:43:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
|
|
استفاده
ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش
كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و
قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد
براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت
متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد |
|
صفحه اصلی |
دیدنیها |
آب و هوا |
گفتگو | کارت پستال
|
|
دیگر پایگاهها
|
نیازمندیها |
درج آگهی
|
|
|
|
768 ×
1024
بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این
سایت میباشد |
|
|
|
|
مهمان
|
|
|
سرويسها
|
دسته بنديها
|
|
|