صفحه اصلي

نقشه سايت

راهنما

پنجشنبه 18  شهريور  1389
کارت پستال
گفتگو و چت
آب و هوا
تصاوير ديدني
فال حافظ
مطالب خواندني
 

خواندنيهاي ايران برد

ارسال کننده: iranboardinfo
   

اگه يه روز چشمات پر از اشک شد و نياز به شونه ي کسي داشتي ، اصلا رو من حساب نکن ! چون شونه مثل مسواک يه وسيله شخصيه

21/12/1386 9:24:00 PM

تاريخ درج

طنز

نوع

ارسال کننده: iranboardinfo
   

نشنو از ني ، ني حصيري بي نواست بشنو از دل ، دل حريم کبرياست ني بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ي دلبر شود

21/12/1386 9:24:00 PM

تاريخ درج

شاعرانه

نوع

ارسال کننده: amir12
   

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟



روزي خواجه حسن مودب شنيد كه عارفي بزرگ به نام ابوسعيد ابوالخير به نيشابور آمده و منبر ميرود و موعظه ميكند و از فكر و دل اشخاص خبر ميدهد ؛ خواجه حسن مودب كه يكي از مخالفين اهل عرفان بود و پول و ثروت دنيا او را مست كرده بود ؛ اين گونه سخنان را باور نمي كرد و آنها را غير واقعي مي دانست و بعلت كنجكاوي به شهرت ابوسعيد ؛ خواجه به مجلس ابوسعيد رفت و به سخنان او گوش داد ؛ در ميان سائلي برخاست و گفت : كمكم كنيد لباس ندارم .

ابوسعيد از مردم امداد طلبيد و باز خواجه مودب با خود فكر كرد :

"خوب است لباس خود را به او بدهم " و دوباره فكر اوليه بر او غلبه كرد كه اين لباس گرانقيمت است و..... تا سه بار سائل كمك خواست و اين فكر مدام به مودب خطور كرد .

در اين بين پير مردي كه كنار خواجه مودب نشسته بود از ابوسعيد پرسيد:

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟

ابوسعيد گفت : بلي ! صحبت ميكند كما اينكه در همين ساعت ؛ خداوند به مردي كه پهلوي تو نشسته است سه بار فرمود : اين لباس را به سائل بده ولي او گفت اين لباس را از آمل برايم آورده اند و خيلي گرانقيمت است و آن را نداد



شيخ حسن مودب كه اين سخن بشنيد ؛ لرزه بر اندامش افتاد و برخاست و پيش شيخ رفت و بوسه بر دست شيخ زد و لباس خود را فوري به آن سائل داد و در زمره ارادتمندان شيخ قرار گرفت و...............



آيا تاكنون شما نيز متوجه نداي خداوند شده ايد ؟

21/12/1386 9:08:00 PM

تاريخ درج

حکيمانه

نوع

ارسال کننده: amir12
   

گزيده اي از پند و اندرزهاي لقمان حکيم به فرزندش :
هرگاه تو به خودت ضرر رساني ؛ بزرگترين دشمني را در حق خود

کرده اي زيرا دشمن را نسبت به خودت کار ساز کرده اي .

· به کسي نيکي کن که اهل و مستحق ان نيکي باشد و براي رضاي خدا .

· اگر با مردم بيش از حد معاشرت کني ؛ خود اين عمل باعث جدائي و دوري ميشود و همچنين از مردم دوري و کناره گيري هم مکن که خوار و ذليل مي شوي .

· اگر ميخواهي خدا بر تو رحم کند بر مردم نيز رحم کن .

· هرکس به تو بدي کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعي کني به او بدي کني ؛ نميتواني بيشتر از خود او ؛ به او بدي کني ؛ زيرا او در حقيقت به خودش ظلم کرده است .

21/12/1386 9:05:00 PM

تاريخ درج

حکيمانه

نوع

ارسال کننده: amir12
   

واقعيت ...
خوبي ...
زيبايي ...

دراين دنيا جز اين سه هيچ چيز ديگري به جستجو نمي ارزد.

نخستين با انديشيدن و علم ...

دومين با اخلاق و مذهب ...

و سومين با هنر

عشق مي تواند تو را از اين سه محروم کند.

دکتر علي شريعتي

21/12/1386 9:04:00 PM

تاريخ درج

حکيمانه

نوع

ارسال کننده: amir12
   

ما هرروز ايميل هامون رو باز ميکنيم و ميخونيم که چه پيام هايي برامون اومده اما تا حالا چند بار قرآن رو باز کرديم تا ببينيم خدا چه پيامي برامون فرستاده

21/12/1386 9:02:00 PM

تاريخ درج

حکيمانه

نوع

ارسال کننده: konjkav
   

دلم در حسرت يک دست. دلم در حسرت يک دوست
دلم در حسرت يک بي رياي مهربان مانده است.
کدامين يار ما را مي برد. تا انتهاي باغ باراني.
کدامين اشنا ايا به جشن چلچراغ عشق دعوت مي کند ما را.
و اما با توام اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي
تو که حتي شبي را هم به خواب من نمي ايي.
تو حتي روزهاي تلخ نامردي. نگاهت. التيام دستهايت را دريغ از ما نمي کردي.
من امشب از تمام خاطراتم . با تو خواهم گفت.
من امشب با تمام کودکي هايم برايت اشک خواهم ريخت
من امشب دفتر تقويم عمرم را به دست عاصي درياي نا ارام خواهم داد
همان دريا که مي گفتي تو را در من تجلي مي کند. اي دوست.
همان دريا که بغض شکوه ها يم در گلوي موج خيزش زخم بر ميداشت.
و اما با تو ام . اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي
کدامين يار ما را مي برد تا انتهاي باغ باراني

19/12/1386 9:57:00 AM

تاريخ درج

شاعرانه

نوع

ارسال کننده: konjkav
   

دلم در حسرت يک دست. دلم در حسرت يک دوست
دلم در حسرت يک بي رياي مهربان مانده است.
کدامين يار ما را مي برد. تا انتهاي باغ باراني.
کدامين اشنا ايا به جشن چلچراغ عشق دعوت مي کند ما را.
و اما با توام اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي
تو که حتي شبي را هم به خواب من نمي ايي.
تو حتي روزهاي تلخ نامردي. نگاهت. التيام دستهايت را دريغ از ما نمي کردي.
من امشب از تمام خاطراتم . با تو خواهم گفت.
من امشب با تمام کودکي هايم برايت اشک خواهم ريخت
من امشب دفتر تقويم عمرم را به دست عاصي درياي نا ارام خواهم داد
همان دريا که مي گفتي تو را در من تجلي مي کند. اي دوست.
همان دريا که بغض شکوه ها يم در گلوي موج خيزش زخم بر ميداشت.
و اما با تو ام . اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي
کدامين يار ما را مي برد تا انتهاي باغ باراني

19/12/1386 9:50:00 AM

تاريخ درج

شاعرانه

نوع

ارسال کننده: davood_ip
   

دوستي حادثه است و جدائي قانون... پس بيايد حادثه بسازيم و قانون شکنيم..

16/12/1386 1:16:00 AM

تاريخ درج

رمانتيک

نوع

ارسال کننده: konjkav
   

سلام اي چشم باراني ! پناهم مي دهي امشب ؟ سوالم را که مي داني ! پناهم مي دهي امشب ؟ منم آن آشناي ساليان گريه و لبخند و امشب رو به ويراني ، پناهم مي دهي امشب ؟ ميان آب و گل رقصان ، ميان خار و گل خندان در آن آغوش نوراني ، پناهم مي دهي امشب ؟ دل و دين در کف يغما و من تنها و من تنها... در اين هنگام رو حاني ، پناهم مي دهي امشب ؟ به ظلمت رهسپار نور و از ميراث هستي دور در آن اسرار پنهاني ، پناهم مي دهي امشب ؟ رها از همت بودن ، رها از بال و پر سودن رها از حد انساني ، پناهم مي دهي امشب ؟ نگاهت آشنا با دل ، کلامت گرمي محفل تو از چشمم چه مي خواني ؟ پناهم مي دهي امشب ؟ و من با اشک مي شويم تمام شعرهايم را پس از مصراع پاياني ، پناهم مي دهي امشب ؟؟؟...

15/12/1386 9:47:00 AM

تاريخ درج

رمانتيک

نوع

صفحه‌قبل  | 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | 76 | 77 | 78 | 79 | 80 | 81 | 82 | 83 | 84 | 85 | 86 | 87 | 88 | 89 | 90 | 91 | 92 | 93 | 94 | 95 | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | 101 | 102 | 103 | 104 | 105 | 106 | 107 | 108 | 109 | 110 | 111 | 112 | 113 | 114 | 115 | 116 | 117 | 118 | 119 | 120 | 121 | 122 | 123 | 124 | 125 | 126 | 127 | 128 | 129 | 130 | 131 | 132 | 133 | 134 | 135 | صفحه‌‌بعد

صفحه 54 از 135
استفاده ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد
صفحه اصلی | دیدنیها | آب و هوا | گفتگو | کارت پستال   
 دیگر پایگاهها  |  نیازمندیها  |  درج آگهی

768 × 1024  بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این سایت میباشد

عضويت درسايت

مهمان
  ورود کاربران عضو

 
 

نام کاربري :

کلمه عبور :


 کاربر جديد


آيا کلمه عبور خود را فراموش کرده ايد ؟

Collapse

سرويسها

 

Set as your default homepage    Copy right © 1380-1389 www.Iranboard.com(info) Powered By Koroush Farahanchi

Go To Top Of Page