|
|
|
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
پر از خالى قلب من آماج تنهايى روح من مملو ز فرسايش ذهن من غوغايى و تاريك اين منم آواره هر كوچه بنبست و باريك دست من تا بىنهايت خالى و خالى پاى من در راههاى سخت مىمانند ذهن من مىپژمرد در لحظههاى بىكسى آرام آه، اى تنها كسم باران جامههايم خيس شد زيبا چشمهايم كمكمك رنگينكمانى روى طاق مىبيند باز هم پيوند بين شادى و وجدان روحم آزاد است، شاد در زندان
|
|
24/01/1387 4:56:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
پر از خالى قلب من آماج تنهايى روح من مملو ز فرسايش ذهن من غوغايى و تاريك اين منم آواره هر كوچه بنبست و باريك دست من تا بىنهايت خالى و خالى پاى من در راههاى سخت مىمانند ذهن من مىپژمرد در لحظههاى بىكسى آرام آه، اى تنها كسم باران جامههايم خيس شد زيبا چشمهايم كمكمك رنگينكمانى روى طاق مىبيند باز هم پيوند بين شادى و وجدان روحم آزاد است، شاد در زندان
|
|
24/01/1387 4:55:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: davood_ip |
| |
|
 |
روزي شيوانا پير معرفت يکي از شاگردانش را ديد که زانوي غم بغل گرفته و گوشه اي غمگين نشسته است. شيوانا نزد او رفت و جوياي حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و ازبي وفايي يار صحبت کرد و اينکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفي داده و پيشنهاد ازدواج ديگري را پذيرفته است. شاگرد گفت که سالهاي متمادي عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد ديگر او احساس مي کند بايد براي هميشه با عشقش خداحافظي کند. شيوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترک چه ربطي به او دارد؟" شاگرد با حيرت گفت:" ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود من نبود!!." شيوانا با لبخند گفت:" چه کسي چنين گفته است. تو اهل دل و عشق ورزيدن هستي و به همين دليل آتش عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده است. اين ربطي به دخترک ندارد. هر کس ديگر هم جاي دختر بود، تو اين آتش عشق را به سمت او مي فرستادي. بگذار دخترک برود! اين عشق را به سوي دختر ديگري بفرست. مهم اين است که شعله اين عشق را در دلت خاموش نکني. معشوق فرقي نمي کند چه کسي باشد! دخترک اگر رفت با رفتنش پيغام داد که لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري و ظهور يابد! به همين سادگي..
|
|
24/01/1387 12:57:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟ ? خشت: ژوليوس سزار ? پيک: شاه ديويد ? خاج: اسکندر کبير ? دل: شارلماني
|
|
23/01/1387 2:12:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند: اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده. اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده. اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده
|
|
23/01/1387 2:08:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
چتر و بارون مىپيچه تو گوشم انگار صداى مبهم تيك تيك كيه كه مىزنه پرسه توى كوچههاى تاريك پشت پنجره نشستم تا عبورشو ببينم نمىدونم واسه كى باز اينجا منتظر مىشينم مىذارم آروم سرم رو، روى شونههاى شيشه چرا هيچ كس از مسير چشماى من رد نمىشه يهو رعد و برق گرفت و شروع شد شرشر بارون آسمون اشكاشو مىريخت روى سنگفرش خيابون مىدونم اگه بيادش، سرشو بالا مىگيره از همون پايين تو كوچه برام هر لحظه مىميره مىدونم بارونو شاهد مىگيره براى عشقش مىگه اشتباه شده، باز بىخودى دارم مىدم كش مىگه كه دوسم داره و اومده تنها نباشم مىخواد از من زير بارون كه بگم منم باهاشم يهويى كوبيد تو سينه، دل تنگ و بىقرارم اين يعنى اون كه مىخوامش، داره مىرسه كنارم چشمامو دوختم به كوچه، اينه اون لحظه زيبا كه با يك نگاه پر عشق، يه من و يه تو مىشه ما ديدمش، اما نديدش، خيلى ساده اون عبور كرد لعنت خدا به بارون، بيا عشقم، بيا برگرد ديگه از بارون و چتر و كوچهها دلم مىگيره چشم من باز با صداى تيك تيك ساعت مىميره
|
|
23/01/1387 2:04:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
رو سياه اگه من پر گناهم يا پيش تو رو سياهم بذا تو چاله بمونم تو نباشى، ته چاهم اگه قلبم سوت و كوره اگه راهم از تو دوره من هنوز يه چش به راهم كه واست سنگ صبوره اگه رفتم، اگه موندم من هميشه از تو خوندم اگه روزگار مىذاشتش دلو دستت مىرسوندم اگه از تو مىنوشتم تو تموم سرنوشتم تو همونى كه مىخواستم با تو من توى بهشتم اگه سوختم، اگه ساختم همه چيمو به تو باختم مىذارم به پاى عشقت با تو دنيا رو شناختم اگه ساكتم عزيزم آروم آروم اشك مىريزم واسه چشماى قشنگت عمريه كه در ستيزم اگه قصهمون تموم شد اگه عمرمون حروم شد فداى سرت عزيزم نگو من چه جورى روم شد
|
|
23/01/1387 1:48:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
تا به كى؟ غصه چشماتو خوردن تا به كى؟ هر روز از عشق تو مردن تا به كى؟ هميشه سكوت و گريه تا به كى؟ جاى تو به عكست تكيه تا به كى؟ صداتو، تو خواب شنيدن تا به كى؟ تو رو، تو روياها ديدن تا به كى؟ تا به كى دوريتو طاقت بيارم؟ چرا هى مىگى كه دوست ندارم؟ ناز چشماتو خريدن تا به كى؟ طعم تنهايى چشيدن تا به كى؟ چش به راهتو نشستن تا به كى؟ درو رو شاديا بستن تا به كى؟
|
|
23/01/1387 1:45:00 PM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
جاى خالى پر مىشود دوباره دلم از هواى تو خالىتر از هميشه است اگرچه جاى تو جاى تو، جاى خالى عشق است؟ نگو كه نيست اين عشق قيمتى است به حد بهاى تو يك در ميان خطوط دلم پاره مىشود يك در ميان گره شده اين دل به پاى تو بيچاره تشنه است نگاهم به ديدنت بى عذر و بهانه دل مىشود فداى تو ساكت نشستهام و به شب گوش مىدهم شب هم سكوت مىكند اما براى تو خاموشى مرا به فراموشيم نگير ناكوك گشته ساز من از زخمههاى تو يك بوسه مىفرستمت آقا قبول كن اين تحفه در مقابل لطف و صفاى تو
|
|
23/01/1387 1:35:00 PM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
ترديد آن روز وحشت چشمانم از بيم ديدن پنجره را بست ترديد مىباريد و گويى سقف آسمان دخمهاى بيش نبود آواز جغد شب را ميهمان كرد و ثانيههاى پر از بيم فرصت اشك را مىگرفت
|
|
23/01/1387 1:29:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
|
|
استفاده
ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش
كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و
قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد
براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت
متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد |
|
صفحه اصلی |
دیدنیها |
آب و هوا |
گفتگو | کارت پستال
|
|
دیگر پایگاهها
|
نیازمندیها |
درج آگهی
|
|
|
|
768 ×
1024
بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این
سایت میباشد |
|
|
|
|
مهمان
|
|
|
سرويسها
|
دسته بنديها
|
|
|