|
|
|
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
التماس كردم كه يك شب لااقل بيا تو خوابم گفت كه هذيون رو تموم كن انگاري تبت شديده
گفتم آرزو دارم تو مال من بشي يه روزي گفت تو اين دنياي بي رحم كي به آرزوش رسيده ؟
اوني رو كه دوست نداري دنبالت مياد تا آخر اوني كه دنبالشي تو چرا دائم ناپديده ؟!
|
|
04/02/1387 9:17:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
هواي آسمان ديده ابري ست هواي کوچه غرق رد پايت اگر مي ماندي و تنها نبودم عروس آرزو خوشبخت ميشد و فکرش را بکن چه لذتي داشت شکفتن روي باغ شانه هايت
|
|
04/02/1387 9:13:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: mohabat |
| |
|
 |
كجا چنين شتابان ---- گون از نسيم پرسيد---- دل من گرفته زين جا---- هوس سفرنداري---- ز غبار اين بيابان---- همه آرزويم اما---- چكنم كه بسته پايم---- به كجا چنين شتابان---- به هر آن كجا كه باشد---- به جز اين سرا سرايم---- سفرت بخير اما---- تو و دوستي خدا را---- چو از اين كوير وحشت---- به سلامتي گذشتي---- به شكوفه ها به باران---- برسان سلام ما را----
|
|
04/02/1387 7:22:00 AM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: mohabat |
| |
|
 |
هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
|
|
04/02/1387 7:21:00 AM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را. به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شکر گذار باشي
|
|
01/02/1387 8:57:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را نگيرد ولي قلب تو را لمس کند / بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگزبه او نخواهي رسيد
|
|
01/02/1387 8:56:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
اگر کسي تو را آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد
|
|
01/02/1387 8:55:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: *XXX* |
| |
|
 |
زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت
|
|
31/01/1387 8:27:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دلم گرفته آسمون ،نمي تونم گريه کنم شکنجه ميشم از خودم ، نمي تونم شکوه کنم انگاري کوه غصه ها رو سينه من اومده آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده دلم گرفته آسمون ازخودتم خسته ترم تو روزگار بي کسي يه عمر که در به درم
حتي صداي نفسم ميگه که توي قفسم من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون يه کم منو حوصله کن نگو که از اين روزگار يه خورده کمتر گله کن منو به بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم برگهاي تقويم مي کنه لحظه به لحظه لعنتم آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تر
|
|
30/01/1387 8:15:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: davood_ip |
| |
|
 |
با مهرباني مي توان مانند يک پروانه شد مشغول بازي روي گل يا وارد هر خانه شد با مهرباني مي توان دستي به روي گل کشيد يا مثل زنبور عسل شيريني گل را چشيد با مهرباني مي توان يک کوزه را پر آب کرد با کاسه اي لبريز مهر هر تشنه را سيراب کرد با مهرباني مي توان قفل قفس را باز کرد همراه مرغي از قفس تا آسمان پرواز کرد با مهرباني مي توان در باغ دلها لانه کرد خورشيد شاد خنده را همسايه هر خانه کرد با مهرباني مي توان...
|
|
30/01/1387 12:09:00 PM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
|
|
استفاده
ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش
كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و
قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد
براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت
متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد |
|
صفحه اصلی |
دیدنیها |
آب و هوا |
گفتگو | کارت پستال
|
|
دیگر پایگاهها
|
نیازمندیها |
درج آگهی
|
|
|
|
768 ×
1024
بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این
سایت میباشد |
|
|
|
|
مهمان
|
|
|
سرويسها
|
دسته بنديها
|
|
|