|
|
|
|
ارسال کننده: parvane |
| |
|
 |
مرغي که بلند تر مي پرد، افق دور تري را مي بيند (ريچارد باخ)
|
|
14/04/1387 7:15:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: parvane |
| |
|
 |
پروانه شو، پروانه شو
بايد بميري.
مثل مردن جون بدي.
مثل كرم پيله ببندي.
تقلا کني تا دست و پا در بياري.
دست و پا در بياري که دست و پا بزني.
دست و پا بزني تا از پيله رها بشي.
تا پروانه بشي.
اونوقت حتي اگه عمرت هم كم باشه .
به اندازه قرن ها تو ذهن ها ميموني. كرم هميشه يه كرمه حتي اگه رو بدنش چهار تا خال و نقش و نگار و رنگ داشته باشه پروانه شو ، بال بزن،برو بالا،
|
|
14/04/1387 7:14:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: parvane |
| |
|
 |
رواز سکوت است و گاه فرياد کشيدن...
پرواز فرصتي است براي گذر از سرزمينهاي ناشناخته،
فرصتي است براي تجربة آسمان و لمس آن.
پرواز بزرگي ميدهد و انتظار فروتني دارد.
عظمت است اما به تواضع نيازمند.
پرواز شوق سفر ميخواهد و شور او.
پرواز هنوز بالا نيست بلكه ميان بالا و پايين است
و معلوم خواهد كرد كه تسليم جاذبه زمين خواهي شد يا جاذبه آسمان؟
پرواز پيمودن آسمان است و به آن سوي باران رفتن.
واو را بوسيدن و به فرا رفتن.
شكافتن هواي زندگي و كاويدن فضاي به چشم نيامدني.
پرواز خود را به باد وزان سپردن است و وزيدن.
عبور است و از دور به نظر رسيدن.
پرواز از بالا ديدن است و از پايين ديده شدن.
گذشتن و گرفتار نشدن است.
دوست داشتن است و دل نبستن.
پرواز سبكبال بودن است و نداشتن.
پرواز ارتباطي عميق است با آنچه در عمق آسمان است.
پرواز كليد رهايي است.
پرواز سكوت است و گاه فرياد كشيدن.
|
|
14/04/1387 7:13:00 PM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: parvane |
| |
|
 |
دليل بودن من پرمدعاترين بهانه ها را براي حضورت ، بي امان روي حجم انتظار مي ريزم اما فقط يک لحظه بايست و به شکوفه هايم نگاه کن ، من همان نرگسي مي شوم که غنچه هايش ازتبار دل تواند . حرفهايت را به حس غريب شفق نگو . دلت را به پاکي اشکهايم نبند . من کوچکي پروانه ها را به بزرگي تو مي بخشم و طراوت گمشده آبي ترين ياس را به سالروز رقص لبخندت مي دهم . من تو را بين تبسم بلورين پروانه ها مي خوانم . تو را به مقدسترين ميثاقها قسم مي دهم ، بيا و دليل بودنم باش . همه زنبقهايي را که عاشقشان بودم به پايت ريختم . نگذار براي ماندن تو شاپرکها هم غرق التماس شوند ، دلت مي آيد کاري کني که اشکهايم برايم دل بسوزانند ؟ خورشيد ارزاني خودت ، کمي ستاره برايم بچين. آخر آنقدر بي ستاره شده ام که شبهايم هم خجالت مي کشند بيايند . تو را به جامي ترانه از اسطوره ها دعوت مي کنم ، بيا و برايم پروانه هايي بياور از ديار بنفشه هاي نقره اي . من فقط چشمان تو را دارم . چشماني که به آنها قسم بخورم و بگويم ،" بي تو ستاره ها هم مرا فراموش کرده اند .............
|
|
14/04/1387 7:12:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دلم در حسرت يک دست. دلم در حسرت يک دوست دلم در حسرت يک بي رياي مهربان مانده است. کدامين يار ما را مي برد. تا انتهاي باغ باراني. کدامين اشنا ايا به جشن چلچراغ عشق دعوت مي کند ما را. و اما با توام اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي تو که حتي شبي را هم به خواب من نمي ايي. تو حتي روزهاي تلخ نامردي. نگاهت. التيام دستهايت را دريغ از ما نمي کردي. من امشب از تمام خاطراتم . با تو خواهم گفت. من امشب با تمام کودکي هايم برايت اشک خواهم ريخت من امشب دفتر تقويم عمرم را به دست عاصي درياي نا ارام خواهم داد همان دريا که مي گفتي تو را در من تجلي مي کند. اي دوست. همان دريا که بغض شکوه ها يم در گلوي موج خيزش زخم بر ميداشت. و اما با تو ام . اي انکه بي من مثل من تنهاي تنهايي کدامين يار ما را مي برد تا انتهاي باغ باراني
|
|
14/04/1387 9:47:00 AM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
سخن هاي پست ، آدمهاي حقير را جذب و خردمندان را فراري مي دهد .
|
|
14/04/1387 9:45:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
آرامش مدام نيز کسل کننده است. گاهي طوفان هم لازم است . فردريش نيچه
|
|
14/04/1387 9:45:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دلواپس مباش با نگاهي كه همه شب به آسمان خيره كرده اي شعله هاي آفتابي را ملتهب ساخته اي كه شرمگين از پلكهاي خسته ي توست ! چشم بر هم بگذار تا آفتاب بر آيد ! او سهم خود را خوابيده است حالا نوبت توست !
|
|
14/04/1387 9:43:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نميداند که من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم ولي اندر سکوتي تلخ ميگريم
|
|
14/04/1387 9:42:00 AM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
اي تک ستاره عشق!نيامدي و من ماندم و خانه اي پر از تنهايي،قاب عکس نمي تواند نوازش کند،قاب عکس نمي تواند قصه بگويد،قاب عکس فقط يک قاب عکس است،البوم خاطراتمان تهي از موسيقي دوستي است و پنجره خورشيد را نمي فهمد .سکوت من يا فرياد،فرياد من تو را مي طلبد.گنجينه ي خاطراتم را بي تو بر طاقچه مي گذارم و پنجره اي را که نگاه تو پشتش نيست براي هميشه مي بندم. شمع عاشقان را روشن مي کنم تا به ياد تو بسوزد بهار امد و پرستوها از راه رسيدند،چرا نيامدي؟چقدر انتظار بکشم؟چقدر...................
|
|
14/04/1387 9:42:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
|
|
استفاده
ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش
كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و
قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد
براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت
متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد |
|
صفحه اصلی |
دیدنیها |
آب و هوا |
گفتگو | کارت پستال
|
|
دیگر پایگاهها
|
نیازمندیها |
درج آگهی
|
|
|
|
768 ×
1024
بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این
سایت میباشد |
|
|
|
|
مهمان
|
|
|
سرويسها
|
دسته بنديها
|
|
|