|
|
|
|
ارسال کننده: m_r_afa |
| |
|
 |
مي خواهم آب شوم در گستره ي افق انجا که دريا به اخر مي رسد وآسمان آغاز مي شود مي خواهم با هر آن چيزي که مرا در بر گرفته يکي شوم حس مي کنم و مي دانم دست مي سايم و مي ترسم باور مي کنم و اميدوارم که هيچ چيز با آن به عناد بر نخيزد مي خواهم آب شوم در گستره ي افق آنجا که دريا به آخر مي رسد و آسمان آغاز مي شود
مارگوت بيکل
|
|
12/07/1387 8:13:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
شب هنگام وقتي نگاه پنجره در خيسي چشمانم نقش مي بندد و ماه رخنه مي کند در اين چشم هاي بي ستاره تو مي آيي...مي ماني..مي ماني.... و من سردم نمي شود .... تو مي ماني و لبخند را يادم مي دهي گيسوانم را در باد رها خواهي کرد -تو- با آن دستهاي سخاوتمند که سرشارند از نور و نسيم و اقاقي و من نفس مي کشم ! آرام!آرام!آرام! عميق!عميق!عيمق و در عمق عميق بودنت محو مي شوم گاهي مي ميرم شايد... و تو مي فهمي...و تو....مي فهمي! و من چقدر گاه مهربان مي شوم.. عاشق مي شوم و دوست مي دارم لمس پاک بودنت را! ديدنت را! ماندنت را! ماندنت را!
|
|
12/07/1387 12:15:00 PM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
از دلهره تو دل بريدن حيف است حتي نفسي بي تو کشيدن حيف است زيباي من آنگونه که تو مي خندي يک سينه برايت ندريدن حيف است با هر تپشي دلم به من مي گويد بي عشق تو يکبار تپيدن حيف است بي چيزم و عاشقم ولي ناز تو را با دادن جانم نخريدن حيف است اي تازه ترين ، بهار در خنده توست اما گلي از لب تو چيدن حيف است شيريني لبهاي تو را بايد گفت طعم دهن تو را چشيدن حيف است
|
|
12/07/1387 12:13:00 PM |
تاريخ درج |
عاشقانه |
نوع |
|
ارسال کننده: m_r_afa |
| |
|
 |
هميشه به ياد داشته باشيم که چهار چيز است که نميتوان آنها را دوباره بازگرداند : 1. سنگ ........ پس از رها کردن! 2. سخن ............ . پس از گفتن! 3. موقعيت ... پس از پايان يافتن! 4. و زمان ........ پس از گذشتن!
|
|
12/07/1387 10:06:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: m_r_afa |
| |
|
 |
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)
|
|
11/07/1387 10:47:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: m_r_afa |
| |
|
 |
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
|
|
11/07/1387 10:43:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: m_r_afa |
| |
|
 |
وقتي خواستم زندگي کنم، راهم را بستند، وقتي خواستم ستايش کنم، گفتند خرافات است، وقتي خواستم عاشق شوم، گفتند دروغ است، وقتي گريستم، گفتند بهانه است، وقتي خنديدم، گفتند ديوانه است. دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم (دكتر علي شريعتي)
|
|
11/07/1387 10:41:00 AM |
تاريخ درج |
حکيمانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
دقيقه هاي دلتنگ ، ثانيه هاي لبريز صداي پاي خش خش ، دختر برگ و پاييز گل پونه هاي وحشي ، نسترناي بي تاب نگاه آبي ِ عشق ، دختر مهر و مهتاب پنجره ها رو وا کن ، برگا شدن طلايي تکيه بده به ابرا ، دلا شدن هوايي با ريتم خيس بارون ، برقص ميون باغچه اُرکيده رو صدا کن ، براي خواب ِ طاقچه تو حسرت ِ نگاتن ، پنجره ها ي دلتنگ همنفس صداتن ، قنارياي خوشرنگ خورشيد ماه مهري ، نارنجي و طلايي زردي عطر ليمو ، تلخي آشنايي چشماي جاده گريون ...
|
|
11/07/1387 10:08:00 AM |
تاريخ درج |
رمانتيک |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
عيد
عيد و آسمون شب، پُر از شهابِ رنگيه
عقربهها نگه داريد، چه لحظهى قشنگيه
يه روز رويايى و خوب، ميونِ تقويمِ خدا
يه شبِ بارونى و خيس، شبِ مناجات و دعا
لحظههاى نجيبِ عشق، موسيقى زلالِ آب
ترنمِ ترانهها، توى دقيقههاى ناب
از دلِ گلدستهى سرو، صداى آشنا مياد
صداى عشق و عاشقى، صداى ربّناى باد
نغمهى زيباى اذون، كنارِ آهنگِ قنوت
لحظهى ذكر و زمزمه، لحظهى عرفان و سكوت
عيد و مهمونىِ نور، جشنِ خوشِ پرندگى
لحظهى لمسِ آسمون، تو اشتياقِ بندگى
جشن صفا و دلخوشى، تو معنويتِ حضور
تبسّم فرشتهها، جوششِ چشمههاى نور
وقتشه كه از دلمون، سياهى رُ خط بزنيم رو بومِ چشمِ همديگه، طرحِ مُحبت بزنيم
شايا تجلي
|
|
10/07/1387 10:12:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
ارسال کننده: konjkav |
| |
|
 |
قصه قصه از جايى شروع شد كه تو رفتى از نگاهش رفتى و فكرم نكردى كه گذاشتى چش به راهش قصه از جايى شروع شد كه تو ديگه برنگشتى رفتى و تو قعر غصه دنبال چشاش نگشتى قصه از جايى شروع شد كه تو كشتى روياهاشو چش به جاده دوخته بودى نديدى اشك چشاشو قصه از جايى شروع شد كه تو گرماى وجودش قلبش از سرما مىلرزيد غصه رفت تو تار و پودش قصه از جدايى مىگه شايدم از سوز دردى چه تمومه ناتمومى چه شروع تلخ و سردى قصه پايانى نداره آخه اون عاشق تنها بار و بنديلشو بسته رفته از دنياى دردا حالا بعد رفتن اون روزگار عشق سياهه چون براى شب تشنه چشم اون مثل يه ماهه
|
|
09/07/1387 10:07:00 PM |
تاريخ درج |
شاعرانه |
نوع |
|
|
|
استفاده
ازاين وب سايت براساس سطوح دسترسي و پذيرش
كاربر بوده و كليه پيشنهادات,اعلانات و
قيمتها قابل تغيير ميباشند. وايران برد
براي هيچگونه از خطاهاي احتمالي چه بصورت
متني و يا تصويري پاسخگو نمي باشد |
|
صفحه اصلی |
دیدنیها |
آب و هوا |
گفتگو | کارت پستال
|
|
دیگر پایگاهها
|
نیازمندیها |
درج آگهی
|
|
|
|
768 ×
1024
بهترین وضعیت برای مشاهده اطلاعات این
سایت میباشد |
|
|
|
|
مهمان
|
|
|
سرويسها
|
دسته بنديها
|
|
|