فال حافظ            Iranboard.com

يک دو جامم دي سحرگه اتفاق افتاده بود
از سر مستي دگر با شاهد عهد شباب
در مقامات طريقت هر کجا کرديم سير
ساقيا جام دمادم ده که در سير طريق
اي معبر مژده‌اي فرما که دوشم آفتاب
نقش مي‌بستم که گيرم گوشه‌اي زان چشم مست
گر نکردي نصرت دين شاه يحيي از کرم

و از لب ساقي شرابم در مذاق افتاده بود
رجعتي مي‌خواستم ليکن طلاق افتاده بود
عافيت را با نظربازي فراق افتاده بود
هر که عاشق وش نيامد در نفاق افتاده بود
در شکرخواب صبوحي هم وثاق افتاده بود
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
کار ملک و دين ز نظم و اتساق افتاده بود
حافظ آن ساعت که اين نظم پريشان مي‌نوشت
طاير فکرش به دام اشتياق افتاده بود
 

ارسال اين فال به يک دوست
ايميل شما:
ايميل گيرنده:

Copyright © 2007 www.iranboard.com
</BODY> </html>